دُخمَر

 داستان آیسان، محمد و ظفر

22 Nov 2007
"مطلب و فیلم وارده"


نامم آیسان و زادگاهم تبریز است. داستان زندگی من از این قرار بود که بعد از قبولی در دانشگاه آزاد راهی تهران و ساکن اتاقی دانشجویی در این شهر شدم. در طی سفرهای اول بین تبریز و تهران با محمد آشنا شدم که در تهران در کار تجارت فرش بود و به اقتضای شغلش مرتب به شهر ما رفت و آمد میکرد. خیلی زود و از آنجا که من اهل برنامه های دوست دختر و دوست پسری نبودم، و محمد هم بقول خودش از خانواده ای مذهبی بود کار به خواسنگاری و ازدواج کشید. ماههای اول ازدواج، سرشار از خوشبختی و خاطره بزودی طی شد و در آستانه ماه چهارم دوران پریشانی شروع شد! ظفر، مرد ترکی که خریدار و صادرکننده فرش به ترکیه بود مبلغ زیادی از شوهرم طلبکار بود که به دلیل نوسان بازار و یا اشتباهکاری های محمد بالاتر از توان پرداخت او بود. مرد ترک هر روز بیشتر به او فشار می آورد و تهدید به زندان انداختنش میکرد و از دست محمد هم کاری برنمی امد. روزگار آنقدر بر ما تنگ شده بود که محمد میگفت خودش را میکشد و من هم می گفتم اگر تو خودت را بکشی من هم خودم را میکشم و این تهدید شاید یکی از اصلیترین دلایل بازدارنده او از خودکشی بود.


بعد از چند هفته پر اضطزاب سرانجام و در غروبی که محمد به سفر یک روزه رفته بود تلفن زنگ زد و من با برداشتن گوشی صدای ظفر را شناختم. با اضطراب به او گفتم محمد تهران نیست و او در کمال تعجب من گفت که میداند. ظفر گفت که به شوهر من به دلیل اطمینان از اینکه مرد درستکاری است و اهل حقه بازی نیست علاقه دارد و بخاطر همین در به زندان انداختنش بابت بدهی دست نگهداشته.
من ضمن تشکر از او خواستم حالا که چنین است کمی بیشتر به محمد فرصت دهد تا شاید راه حلی پیداشود. ظفر با لحنی پدرانه حرفم را تصحیح کرد و بهم توصیه کرد هیچوقت در زندگی مشکلات شوهرم را از خودم جدا نکنم و حرف از مشکل او و راه حل او نزنم. بمن گفت که مشکل محمد مشکل من هم هست و وظیفه هر همسری بر دوش کشیدن بار مشکلات زندگی به اشتراک به همسرش است.
حرف او را تایید کردم و آنوقت او آرام ارام سر موضوع مورد نظرش رفت: کلید حل مشکل مالی ما میتوانست در دستان من باشد! فداکاری من میتوانست زندگی من و محمد را نجات بدهد، بدون این که ضربه ای به هیچکس وارد شود و لزومی هم نداشت کسی چیزی بداند.
برای من بعنوان یک دختر جوان هضم مساله خیلی سخت بود و تلاش زیادی کردم با حفظ خونسردی و به فحش نبستن ظفر او را سر لج نیندازم و اوضاع را بدتر نکنکم. از او چند روزی وقت خواستم تا به پیشنهادش فکر کنم در حالی که قصد داشتم با برگشتن محمد جریان را با او درمیان بگذارم، و به نظرم رسید پیشنهاد فرار از کشور را به او بکنم.
برگشتن محمد با حالی خرابتر و پربشان تر از همیشه اما مانع حرف زدنم با او شد و در طی چند روز و با فکر کردن به این نتیجه رسیدم که معامله با ظفر کاملا عقلانی است و چون به دلیل عشق به محمد و زندگی مشترکمان صورت گرفته حتی خیانت هم محسوب نمی شود. دو هفته بعد و وقتی محمد به سفر دیگری رفت با او همراه شدم و بعد به بهانه دلتنگی برای خانواده در تبریز ماندم. روزی که قراربود ظفر برای گرفتن پاسخ نهایی، و تصمیم برای زندان یا آزادی محمد به تهران زنگ بزند در زنگ زدن پیش قدم شدم و جواب قاطع من مثبت بود.
دو روز بعد به ملاقات ظفر رفتم، در حالی که بر خلاف انتظار قبلی ام با سری افراشته و به دلی آرام به ملاقات عاشقانه می رفتم. احساس عجیبی بود: خیانت به شوهر به خاطر عشق به او. حوصله تان را سر نبرم. ماجرای ملاقات اول من با ظفر تصویری است. در مورد ماجرای این فیلم، بعد از آن چه پیش آمد و چرا تصمیم گرفتم فیلم را خودم عمومی کنم توضیحات مبسوطی خواهم داد. خواهشی که دارم این است که با دیدن فیلم بجای توجه به بدن برهنه من به چهره شیطانی این مرد نگاه کنید...
تماشای فیلم در فرمت فلش:

مهرداد


خانه
قبلی | بعدی

آخرین نوشته ها
عکس های گلشیفته فراهانی در نیویورک
به راستی فروش بکارت هرزگی است؟
چتد تایی فیلم سکسی، و یک عالمه عکس سکسی
عکس های هنری سکسی، رقص عربی و ...
مجموعه لینکهای سکسی، مثل گذشته های دخمر
عکس هایی از زیر لباس عروس خانوم ها
رومینا گشتاسبی
شیطنت دختران ایرانی در محل عمومی
داستان آیسان، محمد و ظفر
از کون های توپ، تا سکس هاس سه نفره

بایگانی
October 2008
September 2008
May 2008
April 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003

به کمک
Movable Type 3.33