مدتها از روزی که تصمیم به برپایی این سایت گرفتم میگذره و من هم عملا از قسمت
زیادی از هدفهایی که برای برپاییش داشتم دور افتاده ام. حتی چند بار هم به فکر
تعطیلی افتادم و بعد دیدم جالا که هستند عده ای که به این وضع کم یا زیاد علاقه
دارند و استقبال می کنند چرا ادامه ندهیم؟ یکی از اولین چیزهایی که تو نظر داشتم
صحبت از خودم، خاطرات و تجربه هام بوده که به دلایلی نشده یا کمتر خواسته ام ازشون
بگم. بهرحال، یکی از مسایلی که من هم مثل خیلی از دخترهای دیگه باهاش روبرو بوده ام
اولین تجربه ی برهنه شدن بوده. برخی این تجربه رو اولین بار در مقابل همسر یا زوج
سکسیشون انجام میدهند و برخی هم به صورتهای دیگه که منظور من این دومیه که خب کمی
متفاوت و سخت تر به نظر میاد.
برای من تا موقعی که با چنبن تجربه ای روبرو نشده بودم قضیه مثل یک امر وحشتناک
و غریب بود که گاهی گمون میکردم تاب انجامشو ندارم و حتی غش می کنم :) ولی در زمان
روبرو شدن با مساله متوجه شدم که کل تصور من بر اساس شناخت غلطی بوده که از جنس
مذکر، به دلیل نگاه مردونه موجود در ایران داریم. در حالی که نگاه یک آدم حرفه ای
که شما رو از دریچه دوربین عکاسیش نگاه میکنه بیشتر شایسته توصیفی مانند اطمینان
بخشی و القای اعتماد به نفس هست تا هر چیز دیگه. شاید هم این خوش شانسی من بود
که اولین بار در مقابل دوربین یک انسان واقعی که تا حدی با فرهنگ شرقی ما آشنا بود
و صبورانه با من برخورد میکرد قرار گرفتم. جالب اینه که الان که مختصر تجربه ای
پیدا کرده ام وقتی به اولین سری عکس های نمونه ای که برای آزمایش در مقابل دوربین و
در استودیو ازم گرفته شده نگاه میکنم بنظرم میاد چقدر ژستها تصنعی و ناراحتند، در
حالی که این مرد فرانسوی که من حتی ده در صد حرف هاش رو هم نمی فهمیدم با حرفه ای
گری و بزرگواری چیزی جز تشویق در مورد من نمی گفت. بعدها وقتی بهش این رو گفتم
لبخند نرمی زد و به فرانسوی چیزی گفت که خویشی (که میزبان من بود) ترجمه اش کرد:
انسان همیشه بابت کشفش احساس غرور میکنه، نه اینکه خودش یا اون رو سرزنش کنه. نمیگم
الان حرفه ای شده ام، ولی حداقل نصفه از اون چیزی رو که الان بدست آورده ام از ژست
ها تا حتی جنس نگاهم به دوربین رو از این فرد دارم. بهر حال این یکی از تجربه
های گرانبهای من بود که سبب شد یکی دیگه از ذهنیتهای غلط من که شاید در جامعه ما تا
حدی عمومیت هم داشته باشه از بین بره.
|