دُخمَر

 طرفداران عکسهاي سکسي خنده دار!

25 Feb 2004

برام خیلی جالبه که با اینکه اغلب اونهایی که از راه سرچ توی گوگل و یاهو اینجا را پیدا میکنند دنبال کلماتی مثل عکس سکسی و دختر لخت و این جور چیزها میگردند! بعد از طرف دیگه باز هم جالبه که توی آمار عکسهای ویزیت شده عکسهای بخش لبخند بیشتر ویزیتور و طرفدار داره. حالا این معما باقی میمونه که پس چرا این افراد دنبال مثلا عکس بامزه یا این چیزها نمیگردند! در ضمن با این حساب باید دست دوستی که زحمت اون عکسها رو میکشه بازتر بگذاریم که همه جور عکسی بزاره اونجا :))
بعد هم باز اینکه من اصولا خیلی کم دارم مینویسم و اگر فرصتی باشه به همون عکسا میرسم ولی ویزیتورای گالری خیلی کمتر بنظر میان. نکنه کنتور آلبوم خرابه و همه حرفهای من تو هوا و الکی؟ یا شایدم دوستان اون نوشته گنده را سمت راست نمی بینن که نوشته گالری عکس :)
در همین جا از محبت کت بالوی نازنینم هم تشکر میکنم و تذکر میدم که انگلیسی من فقط یه ذره از پرتغالی ایشون بهتره! یه سوالی هم ازم کرده که با شیطنت جوابشو نمیدم! (چقدر امشب خوشمزگی کردم)

لی‌لی

 مملکت بیمانند

21 Feb 2004

در مملکت بیمانندی زندگی می کنیم؛ از انگشت شمار جاهای دنیا که به رغم مردنی بودنتان با انداختن یک برگه بی ارزش پنج گرمی حاوی نام چند مهره به داخل یک جعبه بی ارزش توانسته اید مشتی آهنین بر دهان غول بزرگی که چکیده اراده بزرگ ترین و قدرتمندترین مردم دنیای کنونی است بزنید و بدون هراس از پیگیری هیچ پلیسی، گلوله کارآیی بر قلب نماینده و رهبر آن ملت چند صد میلیونی خالی نمایید!

لی‌لی
 Sponsored Links  

 استفاده ابزاری؟!

17 Feb 2004

معنی یک اصطلاح هرگز برای من روشن نشده و اون هم استفاده ابزاری هستش. یعنی چه که استفاده ابزاری از زنان در فلان کار میشود؟ اگر دقت کنیم هر کاری که انجامش را یک انسان بعهده میگیرد در واقع اون انسان را بعنوان ابزاری برای انجام هدفی بکار میبره. حالا چطوره که اگه این کار مثلا تدریس به بچه های دبستانی باشه شغل شریف و پسندیده ایه و اگه مثلا ترغیب مردم به خریدن فلان محصول باشه کار کثیفی؟!
از نظر من اون انسانی که بر خلاف خواسته خودش و صرفا بر اثر جبر مادی در اجتماع میره و مثلا منشیگری یاد میگیره یا مهندسی میخونه و در اون زمینه مشغول بکار میشه در حالی که علاقه قلبی بهش نداره بیشتر شرافتش رو آسیب دیده میکنه تا اونی که بر اساس علاقه، یا حتا گیرم وسوسه شهرت میره و کار تبلیغی میکنه.
تازه جالبتر اینه که استفاده از چهره زیبای زنان برای تحریک مردان به خرید یک کالا هم ممنوعه و هم در بعضی اذهان برای آن خانم ناپسنده، ولی استفاده از چهره فلان هنرپیشه مرد برای ترغیب خانمها چنین نیست! من اعتقاد دارم کسی که چهره یا اندام زیبایی داره یا این که با آراستن اون بصورتی درش میاره که میتونه برای دیگران جالب توجه باشه مثل کسی میمونه که در هر زمینه دیگه ای استعداد خدادادی داره و از اون برای پیشرفت در اجتماع کمک میگیره، و نه یک ضد ارزش. ضمن اون که مثل هر شاخه کاری دیگه وقتی آدم وارد این زمینه میشه میبینه چقدر چیز برای آموختن هست و این حسش هم ارضا میشه. آموختن که فقط مخصوص فیزیک و بیولژی و همه دروس ناملموس دیگه نیست!

لی‌لی

 عید واقعی عاشقان

14 Feb 2004

ریشه سن والنتاین به ممنوعیت ازدواج (با معیارهای آن روز معادل عشق) برمیگردد. با این حساب گمان میکنم بر خلاف تمام کسانی که ادعا میکنند این مناسبت با فرهنگ ما همخوان نیست هیچ نقطه دیگری در دنیا باندازه ما باین مناسبت نیاز ندارد.
ایران از معدود نقاط دنیاست که دهانت را میبویند، مبادا گفته باشی دوستت دارم.

لی‌لی

 سرگیجه

11 Feb 2004

به نظرم میاد من در محاسباتم در مورد زمانهای آزادم مرتکب اشتباه شده ام. بندرت وقت میکنم باینجا سر بزنم و آن معدود اوقات هم ترجیح میدهم دستی به سر و روی گالری عکس بکشم که هنوز خیلی کار داره تا راه بیوفته! همونجور که قبلا هم گفته ام اگه کسی باشه و دوست داشته باشه در آپدیت کردن اینجا همکاری کنه (چه بخش عکس و چه نوشته ها) استقبال میکنم. برای شروع یک همکاری آزمایشی رو داریم تجربه ميکنیم که حاصلش تو بخش جدیدی توی گالری عکسه و امیدوارم راضی کننده باشه :)
فعلن تا از خواب نمردم این رو پست کنم تا بعد...

لی‌لی

 ذهن بسته، ذهنیت نو

2 Feb 2004

توی این مدتی که نبودم و نمیرسیدم به اینجا سر بزنم یکی دو بار با خودم گفتم وسط این هیر و بیر و گرفتاریها، این سایت زدن دیگه چی بود؟ مردم اگه حرف فمینیستی بخوان بشنون هزارها بهترش رو دارن. اگه دنبال عکس و خاطره باشند توی اینترنت پره و ...
اما وقتی پرت و پلاهای اذهان بسته ای مانند آقای سجادی رو میخونم با خودم میگم اگه درد دلها و گفته های من بتونه چهار نفر رو هم متوجه کنه که نسلی هست که مسایل رو نه از اون دریچه تنگی که قرنها نگاه شده می بینه، برام کافیه. بزار اعلام کنم من از نسلی هستم که به داشتن هنرمندانی چون شهره آغداشلو و مشاهیری مثل نازنین افشین جم با تمام وجود افتخار میکنه. اشتباه نشه، نه برای خودم رسالتی قایلم و نه احساس روشنفکری بهم دست میده یا فکر میکنم با چهار تا نوشته برای شش تا خواننده دنیا عوض میشه. اما حداقلش اینه که اظهار وجود نکرده از این دنیا نمیرم.

لی‌لی

 حکایت من و لباس سپید!

بچگی من مثل خیلی دیگر همراه با احساس احترام و تقدس برای لباس عروسی بود. با بزرگتر شدنم و درک نابرابریهایی که در اجتماع بین دو جنس وجود داشت یواش یواش احساس کردم از این لباس متنفرم. دلیل واضحش هم این بود که فکر میکردم بتن کردن این لباس در پس شادی و خنده های صورت ضامن تحقیر عروسیه که اونو بتن کرده. لباس عروس در جامعه ما یعنی این که مالک این لباس از این پس اجازه بهره بردن از بدن خودش را دارد! یعنی حق طبیعی هر انسان به حکم پوشیدن این لباس بصورت مشروط به صاحبش داده میشود. این حقارتی دیگر در جامعه ما برای زنهاست. لباس عروس یعنی ایهالناس بدونین که مالک این موجود درجه دوم که اسمش زنه از این به بعد شوهرشه و نه پدر یا برادرش! بر همین اساس هرگز حاضر نیستم در صورت ازدواج در ایران این لباس رو بپوشم. اما در بیرون از ایران فکر میکنم نوع نگرش به زن، و در نتیجه به این لباس بسیار متفاوته و بیشتر نشونه اختیاره.

لی‌لی

خانه

نوشته های پبشتر
حکایت من و لباس سپید!

بایگانی
May 2008
April 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003

به کمک
Movable Type 3.33